ژاکت فولادی به عنوان یکی از مؤثرترین روشهای مقاومسازی ستونهای بتنآرمه موجود، عمدتاً با سه هدف اصلی به کار میرود: افزایش مقاومت برشی ستون، بهبود عملکرد وصلههای میلگرد که دچار ضعف یا خوردگی شدهاند، و افزایش شکلپذیری و محصورشدگی بتن. در سازههای قدیمی که اغلب با جزئیات لرزهای نامناسب اجرا شدهاند، این روش میتواند به طور چشمگیری از بروز شکست برشی ترد و همچنین کمانش میلگردهای طولی جلوگیری کند. علاوه بر این، محصورشدگی ایجاد شده توسط ژاکت فولادی، جذب انرژی و تغییرمکانهای غیرخطی ستون را بهبود بخشیده و آن را برای نواحی با خطر لرزهخیزی بالا مناسب میسازد.

جزئیات اجرایی ژاکت فولادی
آرایش متداول ژاکت فولادی در ستونها به این صورت است که چهار عدد نبشی فولادی (معمولاً از نوع بال مساوی) در چهار گوشهٔ ستون قرار گرفته و با استفاده از نوارها یا ورقهای فولادی افقی (معروف به خاموت یاstrip) با فواصل مشخص به یکدیگر جوش داده میشوند. این نوارهای افقی نقش بسیار مهمی در ایجاد رفتار غشایی و محصورسازی هستهٔ بتن ایفا میکنند. فاصلهٔ این نوارها معمولاً بر اساس ضوابط آییننامهای (مانند یوروکد ۸ یا ACI 318) و با هدف جلوگیری از کمانش موضعی نبشیها و نیز تأمین فشار محصورکنندهٔ یکنواخت تعیین میگردد. اجرای دقیق جوشها در محل اتصال نبشی به نوارهای افقی، شرط لازم برای عملکرد مرکب و یکپارچهٔ ژاکت با ستون بتنی است.
مشارکت در مقاومت برشی و کاهش مقاومت مصالح
مقاومت برشی ناشی از ژاکت فولادی (Vj) به عنوان یک مؤلفهٔ افزوده بر مقاومت برشی عضو بتنآرمه موجود در نظر گرفته میشود. برای آنکه ژاکت بتواند بدون ترکخوردگی زودرس و تحت کرنشهای الاستیک عمل کرده و عرض ترکهای برشی را کنترل نماید، لازم است تنشهای وارده از حد الاستیک فراتر نرود. از این رو، در آییننامههای معتبر به منظور محافظهکاری و اطمینان از عملکرد قابل اعتماد، تنها ۵۰٪ مقاومت تسلیم اسمی فولاد ژاکت در طراحی لحاظ میشود. این ضریب کاهش، هم عدم قطعیت ناشی از کیفیت اجرا و هم اثرات متقابل پیچیده بین بتن و فولاد را پوشش میدهد. در عمل، برای محاسبهٔ مقاومت برشی نهایی عضو بهسازی شده، مقاومت برشی ژاکت کاهشیافته (با ضریب ۰.۵) به مقاومت برشی ستون بتنی اولیه اضافه میشود.

محصورشدگی بتن و مکانیزم انتقال بار در سطح تماس
ژاکت فولادی با ایجاد محصورشدگی غیرفعال، مقاومت فشاری و شکلپذیری بتن را به ویژه در ناحیهٔ مفصل پلاستیک (نزدیک انتهای ستون) به طور قابل توجهی افزایش میدهد. این محصورشدگی ناشی از فشار جانبی است که ورقها و نبشیهای فولادی بر هستهٔ بتن وارد میکنند. در حالت بارگذاری غیرمستقیم — یعنی زمانی که ژاکت تماس مستقیم با دال یا فونداسیون ندارد — بار محوری ستون از طریق تنشهای برشی ایجاد شده در سطح تماس بتن و فولاد به ژاکت منتقل میشود. بنابراین، ظرفیت نهایی عضو بهسازی شده به شدت به کیفیت این سطح تماس و توانایی آن در انتقال نیروهای برشی وابسته است. در صورت لغزش بیش از حد در فصل مشترک، اثر محصورشدگی به میزان قابل توجهی کاهش یافته و ممکن است عملکرد مرکب به کلی از بین برود.
چالشهای مدلسازی در نرمافزار ETABS و راهکارهای پیشنهادی
در نرمافزارهایی مانند ETABS، مدلسازی پیشفرض برای المانهای قابی بر پایهٔ فرض چسبندگی کامل (Perfect bond) بین بتن و فولاد استوار است؛ در حالی که رفتار واقعی ژاکت فولادی در اثر لغزش نسبی بین دو ماده، عملکردی نیمهمرکب (Partial composite action) از خود نشان میدهد. برای شبیهسازی دقیقتر این رفتار، دو راهکار اصلی وجود دارد:
نخست، استفاده از المانهای پیوندی (Link) یا المانهای گپ (Gap) در سطح تماس جهت مدلکردن لغزش و انتقال نیروی برشی. ( این روش در پروژه های تحقیقاتی عملی می باشد)
دوم، تعدیل خصوصیات مقطع بهسازی شده با به کارگیری مدول مقطع تبدیلشدهٔ کاهشیافته که بر اساس لغزش پیشبینی شده در سطح تماس محاسبه میگردد. در این روش ستون بتنی با چهار نبشی در Sd Section مدلسازی می شود ( دقت شود که نباید تسمه های فلزی میانی مدلسازی شوند) و سپس ضریب کاهش مقاوم اعمال می گردد.
در روش دوم، به جای فرض اتصال کامل، سفتی مؤثر مقطع کاهش داده میشود تا نتایج تحلیل خطی و غیرخطی به واقعیت نزدیکتر گردد. انتخاب هر یک از این روشها به درجهٔ دقت مورد نیاز، نوع تحلیل (خطی یا پوشآور) و امکانات نرمافزار بستگی دارد، اما در هر صورت نادیده گرفتن اثر لغزش میتواند منجر به برآورد غیرمحافظهکارانه از ظرفیت ستون بهسازی شده گردد.

بدون دیدگاه